فردمبتلابه فلج مغزی دارای نشانه های زیراست
ـ هنگام ایستادن و راه رفتن، در بدن حرکات خود بخودی دیده می شود که از اراده فرد خارج است.
ـ در هنگام صحبت کردن حرکات اضافی دارد که تکلم را غیر ارادی می کند.
ـ لرزش غیرطبیعی در دست ها، گردن، زبان و حنجره دارد.
ـ موقع راه رفتن به بالاتنه، باران، زاویه 90 درجه پیدا می کند.
ـ احساس بی قراری در پاها به نحوی که مرتباً آنها را حرکت می دهد.
ـ بدن در عملکرد جهاد تطابق ندارد، مثلاً قادر نیست همه بدن را یک باره به یک جهت حرکت دهد.
ـ در حرکات پیچیده مثل پرتاب کردن توپ یا گرفتن مداد دچار مشکل است.
ـ حرکت غیر ارادی در انگشتان دست و پا وجود دارد.
ـ بدون علت در عضلات انقباض دردناک دارد.
ـ به طور عادی و حتی بدون تکلم ریزش آب دهان دارد.
ـ در چشمها گاهی حالت لوچی دیده می شود.
ـ تغییر خلق و خوی مثل بی علاقگی به درس، چرت زدن و گاهی به حالت اغماء رفتن بروز می کند.
ـ آشفتگی های هیجانی در برخورد با مسایل نشان می دهد.
مشاوره و درمان فلج مغزی
طرح و تنظیم برنامه های درمانی برای افراد مبتلا به فلج مغزی زمان تولد مناسب و مفید واقع می گردد که بر اساس یک ارزیابی دقیق از وضعیت فرد و نیازهای خاص او انجام پذیرد؛ از جنبه های درمان، تعیین و شناخت هرچه زودتر بیماری و آغاز فوری درمان در طی سنین اولیه در اولویت قرار دارد. از آنجا که فرد مبتلا به فلج مغزی دارای مشکلات و نارساییهایی از قبیل عقب ماندگی ذهنی، مشکلات گفتاری مشاور تربیتی و آموزشی، کار درمانگر، گفتار درمانگر و مددکار اجتماعی می باشد. در طرح برنامه درمانی و تربیتی مبتلایان به فلج مغزی سه هدف اساسی مورد توجه قرار می گیرد: بالا بردن رشد جسمی و کنترل عضلانی، کمک به ریشه روانی و اجتماعی و توسعه برنامه های تربیتی و آموزشی.
1 ـ مجموعه درمان طبی و توانبخشی: در قسمت اول استفاده از مجموعه درمان و توانبخشی مطرح است که معمولاً با بهره گیری از جراحی و جسم درمانی صورت می گیرد؛ عمل جراحی در این مواقع به سه منظور انجام می گیرد: اولاً برای زیبایی و بهبود ظاهری فرد، ثانیاً برای کاهش انقباض و جلوگیری از تغییر شکل و ثالثاً برای تقویت عضلات و بهبود اجرای روند حرکت. در خصوص جسم درمانی عمل فیزیوتراپیست و کار درمانگر را به طور کلی می توان به دو دسته تقسیم کرد: روشهایی که حالتهای سفتی و اسپاسمی را درمان می کند و روشهایی که به مداوای حرکات بی اراده و بی هدف مربوط می شود.
2 ـ ارائه خدمات روان شناسی و مشاوره: در بعد کمک به ریشه روانی، عاطفی و اجتماعی مبتلایان به فلج مغزی استقلال روانی و عاطفی کاهش فشار و استرس حاصل از بدشکلیهای عضوی و تغییر و اصلاح پاسخهای عاطفی فرد به تغییر شکل یا نقص و همچنین رشد ارتباط و سازگاری اجتماعی را انجام دهد.
الف) مهارت آموزی و کسب استقلال عاطفی و روانی:
از جنبه عاطفی و روانی، یکی از مشکلات این کودکان سپردن آنان به مراکز شبانه روزی از سنین پایین است، که این امر موجب می شود کودکان محرومیت عاطفی را تجربه کنند و زندگی طبیعی و خانوادگی را از دست داده، دچار کمبود محبت شوند و احساس می کنند دیگران به آنها علاقه ندارند، همچنین ممکن است به علت احساس تنهایی، داشتن محدودیت و تفاوت نسبت به کودکان دیگر از نظر اطرافیان فردی افسرده و بی احساس شناخته شوند.
ب) کاهش فشار و استرس ناشی از بد شکلیهای عضوی:
کودکان مبتلا به فلج مغزی که دچار بدشکلیهای عضوی هستند، بدلیل اینکه می توانند اختلالات خود را مشاهده کنند بیشتر از سایرین در معرض فشارهای عصبی قرار می گیرند. فشارهای عصبی به واسطه تضادهای درونی و درگیری با عوامل محیطی به صورت عدم ناسازگاری در رفتار و عدم تعادل روانی در برخورد با دیگران ظاهر می شود. واکنشهای عصبی به دلیل اضطرابهای خودانگیخته به صورت واکنش غمگینی و واکنش ترس عارض می گردد، بطوریکه اضطراب را از طریق رفتاری که دیگران نسبت به بدشکلی این قبیل کودکان نشان می دهند اتخاذ می کنند و به عنوان مثال اگر والدین مضطرب باشند کودک مبتلا به فلج مغزی آنان نیز اضطراب خواهد داشت. بنابراین روان شناسان مشاور در مرحله اول از فرایند درمان روانی، سعی بر کاهش فشارها و استرس های حاصل و رفع ترس و محدودیتهای ایجاد شده از این طریق را دارد. با استفاده از شیوه های مختلف تنش زدایی نظام دار و ایجاد واکنش واقع بینانه از طریق ایجاد بینش و بصیرت نسبت به عوامل ایجاد کننده توجه دادن به توانائیها و ایجاد سازگاری با عوامل محیطی حاصل می شود که رسیدن به این نتیجه، موجب کسب آرامش و موفقیت بدون تنش برای فرد خواهد داشت (راجرز 1951)
ج) تغییر و اصلاح پاسخهای عاطفی فرد به تغییر شکل و نقص:
از ابعاد دیگر آسیب پذیری روانی فرد، بعد مربوط به پاسخ عاطفی او نسبت به تغییر شکل یا نقص است.
غالباً تغییر شکل در نقاط قابل مشاهده موجب ایجاد تغییر در تصویر ذهنی فرد می گردد که از نتایج آن احساس بی ارزش بودن، عدم تفکر صحیح درباره خود و نگرش نامناسب در مورد وضعیت خود نهایتاً وضعیت احساسی فرد از خویشتن است. در این مسیر فرایند یاورانه مشاور و روان درمانی شامل کنش دو جانبه و متقابلی

رفتن به بالای صفحه

نظر شما