لینک های موضوعی

ورود عضوها
نگاهی به گالری
جستجو
یادداشت روز
قصه دیو و سلیمان از زبان دکتر الهی قمشه ای
سنجش دیدگاهها

نگاهی به مقالات و مطالب
آمارسایت
گفتگوی باکارشناسان
جزئیات مقاله
مروری بر آموزش ناشنوایان
سابقه آموزش ناشنوایان به دوران یونان باستان بر می گردد، زمانی که سقراط معتقد بود: «اگر ما زبان نداشته باشیم و یا صدایی از دهانمان خارج نشود بهتر است کوششی برای سخن گفتن با دیگران نکنیم و برای شناساندن مقصود، از اشارات استفاده نماییم چنانچه اشخاص ناشنوا این شیوه را بکارمی برند». و یا دیدگاه ارسطو: «آنان که کر متولد می شوند، فاقد احساس اند و قادر به استدلال نیستند.

مردانی که کر متولد می شوند در تمام موارد کودن اند، به عبارت دیگر آن ها می توانند اصواتی را تولیدکنند ولی نمی توانند صحبت کنند». این نظرات درباره ی ناشنوایان تا قرن ها موجب نگرش نادرست از توانمندی ناشنوایان شد(حسن زاده ، 1388). در قرون وسطی عقیده بر این بود که؛ سخن گفتن امری غریزی است نه اکتسابی و معتقد بودند که نمی توان آن را از راه تقلید آموخت. به تدریج با رشد و آگاهی مردم عقاید خرافی جای خود را به تفکرات علمی داد و قدم هایی به منظور تعلیم و تربیت آنان برداشته شد.
اولین مدرک تاریخی آموزش ناشنوایان مربوط به پیتروکاسترو  ایتالیایی می باشد که درسال 691 میلادی اقدام به تعلیم و تربیت کودک ناشنوایی نمود. اولین کتاب در زمینه آموزش ناشنوایان توسط رادلفوس آگریکولا (1485-1443) با عنوانDe Invention Dialectica  به رشته تحریر در آمد، وی معتقد بود فرد ناشنوا می تواند افکار خود را با استفاده از نوشتن بیان کند، این کتاب صد سال پس از تحریر به چاپ رسید. کاردانو  پزشک معروف قرن 16میلادی که صاحب فرزند ناشنوایی بود کتاب آگریکولارا مطالعه کرد وآن را به چاپ رساند. وی الفبای مخصوص تعلیم ناشنوایان را ابداع نمود. او متد اشاره  را به شاگردان خود آموزش داد. رنه دکارت  (1596-1650) اولین فیلسوفی بود که عقیده یکسانی عقل و زبان را به چالش کشید و اعتقاد به دوگانگی   عقل و زبان را مطرح کرد. او عقل را پدیده ای ذاتی و زبان را توانایی ای اکتسابی دانست، تأثیر این دیدگاه فلسفی به تدریج در آموزش ناشنوایان آشکارشد(حسن زاده، 1388).
           در سال 1620  اولین بار کتاب الفبای سهل و آسان و روش تعلیم گفتار به ناشنوایان   در مادرید اسپانیا انتشاریافت. نویسنده کتاب جان پابلو  متد اشاره را تحریم نمود. وی اولین کسی است که از لبخوانی در تعلیم ناشنوایان استفاده کرد و آن را هنر لبخوانی نامید. جان بولور  به فکر ایجاد مدرسه ناشنوایان افتاد ولی اولین مدرسه تا قرن 18میلادی تشکیل نگردید. وی توانست به مردم انگلیس بقبولاند که لالی لازمه کری نیست و طرق گوناگونی جهت آموختن و سخن گفتن ناشنوایان وجود دارد. وی همچنین معتقد بود که زبان طبیعی همه ی انسان ها، خصوصاً ناشنوایان، زبان دستی است. او در سال 1684معروفترین کتاب خود باعنوان « دوست مرد لال و ناشنوا  » را منتشرکرد؛ اولین کتاب انگلیسی که به موضوع ناشنوایی و نقش آن در بروزمشکلات زبانی می پرداخت. جورج دالگارنو در سال 1680میلادی درکتاب خود باعنوان «دوست مرد لال و ناشنوا » به ذکر نظریاتش در زمینه راه های متفاوت آموزش زبان به ناشنوایان پرداخت. وی به مادران توصیه می کردکه همزمان با نشان دادن شیء یا موضوع مرتبط با یک کلمه، آن را با استفاده از انگشتان نیز هجی کنند؛ وی علاقه زیادی به ساخت زبان جهانی داشت که تمامی آدمیان به واسطه آن بایکدیگر ارتباط برقرارکنند. به همین مناسبت، کتابی را با عنوان « هنر اشاره  »  به رشته تحریردر آورد. انتشارات دانشگاه آکسفورد این کتاب را به همراه سایردست نوشته های وی، مجدداً در سال 2001 به چاپ رساند(حسن زاده ، 1388). با ظهورقرن 18میلادی آموزش ناشنوایان گسترش یافت و سه کشور آلمان انگلستان و فرانسه مدارسی برای آموزش این کودکان تأسیس نمودند.
درسال 1767 میلادی اولین بارمطالبی در باره تربیت شنوایی ناشنوایان توسط جاکوب پریرا  منتشرگردید. وی معتقد بود تمام کسانی که ناشنوا خوانده می شوند کم و بیش مقداری شنوایی دارند و با تربیت همان مقدار کم، آنان قادر خواهند بود کلمات، جملات یا آهنگ های مختلف را از یکدیگر تشخیص دهند. پریرا در روش و برنامه های آموزشی خود بسیار مخفیانه عمل می کرد، به گونه ای که بعد از فوتش کسی نمی دانست چگونه می تواند روش وی را ادامه دهد. شعار وی این بود: « نباید ناشنوای ناگویا داشته باشیم، همه آن ها باید صحبت کنند»(حسن زاده ،  1388، به نقل ازلوری، 2003).
در سال 1755 ، پدر روحانی چارلز میشل دلپی   در پاریس اولین مدرسه رایگان برای اشخاص ناشنوا را به زبان اشاره تأسیس نمود. این شکل از مدارس ناشنوا در سراسر کشورهای اروپایی رایج شد(33 مدرسه  با این شکل به مدت صد سال بعد دایرگردید). در سال 1778، ساموئل هینیک  روش شفاهی  را توسعه داد. در این روش کودک ناشنوا آموزش می بیند تا زبان گفتاری و نوشتاری  را فقط از طریق گفتار و لبخوانی و بدون استفاده از زبان اشاره یاد بگیرد( لانس فورشی  ، 2009).
توماس بریدوود(1715-1816) معروف ترین نام درتاریخ آموزش ناشنوایان در انگلستان است، آکادمی بریدوود و یا به عبارتی اولین مدرسه ناشنوایان در بریتانیا درسال 1760در  ادینبورگ تأسیس شد. خانواده بریدوود با آگاهی از روش بیکر، بیش از پنجاه سال امیتاز آموزش ناشنوایان در انگلستان و اسکاتلند را در اختیارخود داشت. آکادمی بریدوود به سرعت مشهور شد و تا سال 1780، چهار شاگرد از آمریکاپذیرفت. خانواده بریدوود به مدت پنجاه سال جزئیات روش کارخود را پنهان نگاه داشتند. آن ها معتقد بودند که درتدریس از یک روش شفاهی ویژه استفاده می کنند، اماپس از مرگ توماس بریدوود اول در سال 1806، واهی بودن این ادعا روشن شد(حسن زاده، 1388).
با شروع قرن نوزدهم آموزش ناشنوایان از اروپا به آمریکا گسترش پیدا کرد. توماس گالودت  به اروپا رفت و لورنت کلرک  که یک معلم ناشنوایان در پاریس بود را با خود به آمریکا برد. آن ها در سال 1817 اولین مدرسه ناشنوایان را در آمریکا تأسیس نمودند. سال های 1817تا1880بعنوان زمان طلایی ناشنوایان مطرح بود، چرا که درطی این سال ها مدارس زیادی درآمریکا برای آموزش ناشنوایان بوجودآمد. از جمله اتفاقات مهم این سال ها تأسیس اولین کالج ملی ناشنوایان به نام کالج گالودت در سال 1864 بود( لانس فورشی ، 2009).
با شروع قرن بیستم اتفاقات مهم دیگری بوقوع پیوست که آموزش ناشنوایان را متحول نمود. رشد سریع فناوری و ابداع سیستم های تقویت اصوات، سمعک های دیجیتال و فول دیجیتال با قابلیت پردازش بالای فرکانس های صوتی و همچنین تکنولوژی کاشت حلزون دنیای ناشنوایان را از سکوت خارج نمود و زمینه را برای آموزش و یادگیری گفتار فراهم نمود. از طرفی تغییر نگرش عمومی نسبت به پدیده معلولیت و نگاه عاطفی جامعه به این قشر منجر به وضع قوانین جدیدی گردید که فضا را برای حضور بیشتر معلولین به خصوص ناشنوایان در جامعه و مدارس عادی فراهم نمود.


نویسنده : رضازاده
عنوان گروه : گروه آسیب دیده شنوایی

نظر شما

نام * :
وب سایت :
ایمیل :
نظرات : *
کد امنیتی : *